تبليغاتX
===
===
log
===
Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت
کد جستجوگر گوگل
blog
===========
====== ========

==== ==== ==== ==== ==== ==== === === ==== === ==== === === =====

=== ==== ==== ====

====

====

====

==== عارف بالله


عارف بالله

عارف حقیقی ائمه معصومین اند

مبعث خاتم الانبیاء حضرت محمد مصطفی بر همه شیعیان  جهان تبریک عرض می کنم

نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم تیر 1388| ساعت 13:6| توسط ابوالقاسم کارگر | |

عاقبت قاتلان امام حسین علیه السلام

قیام مختار

فلسفه قیام مختار

مـخـتار زمانی كه تصمیم بر نابودى قاتلان امام حسین(علیه السلام) گرفت، گفت: «دین ما به ما اجازه نمى‌دهد كه بگذاریم كسانى كه حسین(علیه السلام) را كشته‌اند در این دنیا، با امنیت و آسایش زندگى كـنـنـد، آنگـاه در حقیقت، من ناصر و خونخواه آل محمد(صلی الله علیه و آله) نیستم، بلكه كذّاب خواهم بود. براى دستیابى بر آن جانیان، از خدا كمك مى‌طلبم و خداى را سپاسگـزارم كـه مـرا شـمـشیرى بر سر آنان قرار داده و نیزه‌اى كه بر آنان وارد خواهد شد و انتقام گیرنده آنان كه حق اهل بیت پیامبر(صلی الله علیه و آله) را بگیرم و بر خداوند حق است كه آنان را كه دستشان به خـون اهـل بـیـت پیامبر آغشته شده به قتل برساند و آنان كه حق خاندان پیامبر را نادیده گـرفته‌اند خوار و ذلیل كند. پس آنان را به من معرفى كنید تا تعقیبشان كنم و ریشه آنان را بركنم.

مختار همه همت خود را براى این هدف مقدّس، كـه هـدف اصـلى قـیـام او بـود، بـه كـار برد.(1) موسى بن عامر مى‌گوید: «مختار فرمان داد كه قاتلان امام حسین(علیه السلام) را تعقیب كنید و مى‌گفت: بـه خدا قسم، آب و خوراك بر من ناگوار است تا این كه زمین را از لوث وجود آن ناپاكان پاك سـازم.»(2) بـنـابراین، عده‌اى به صورت گروهى و عده‌اى نیز فرد فرد به دست انتقام و عدالت سپرده شدند و به جزاى اعمال ننگین خود رسیدند.

 

نحوه كشته شدن یزید

یزید روزی با اصحابش به قصد شکار به صحرا رفت. به اندازه دو یا سه روز از شهر شام دور شد، ناگاه آهویی ظاهر شد یزید به اصحابش گفت: خودم به تنهایی در صید این آهو اقدام می‌کنم کسی با من نیاید. آهو او را از این وادی به وادی دیگر می‌برد. نوکرانش هر چه در پی او گشتند اثری نیافتند.

اعرابی خشمگین شد و شمشیر یزید را گرفت كه بر سر یزید بزند، اما شمشیر به سر اسب خورد، اسب در اثر شدت ضربه فرار کرد و یزید از پشت اسب آویزان شد. اسب سرعت می‌گرفت و یزید را بر زمین می‌کشید، آنقدر او را بر زمین کشید که او قطعه قطعه شد. اصحاب یزید در پی او آمدند، اثری از او نیافتند، تا این که به اسب او رسیدند فقط ساق پای یزید روی رکاب آویزان بود.

یزید در صحرا به صحرانشینی برخورد کرد که از چاه آب می‌کشید. مقداری آب به یزید داد ولی بر او تعظیم و سلامی نکرد.

یزید گفت: اگر بدانی که من کیستم بیشتر من را احترام می‌کنی! آن اعرابی گفت ای برادر تو کیستی؟ گفت: من امیرالمومنین یزید پسر معاویه هستم. اعرابی گفت: سوگند به خدا، تو قاتل حسین بن علی(علیهماالسلام) هستی ای دشمن خدا و رسول خدا.

اعرابی خشمگین شد و شمشیر یزید را گرفت كه بر سر یزید بزند، اما شمشیر به سر اسب خورد، اسب در اثر شدت ضربه فرار کرد و یزید از پشت اسب آویزان شد. اسب سرعت می‌گرفت و یزید را بر زمین می‌کشید، آنقدر او را بر زمین کشید که او قطعه قطعه شد. اصحاب یزید در پی او آمدند، اثری از او نیافتند، تا این که به اسب او رسیدند فقط ساق پای یزید روی رکاب آویزان بود.(3) 

   

الف ـ اعدام‌هاى دسته جمعى

مختار تمام كسانى را كـه در روز عاشورا، با اسب بر بدن مقدس امام حسین(علیه السلام) و شهدا تاخته بودند و تـعـدادشان ده نفر بود، را دستگیر كردند، دست و پایشان را بستند، از پشت بر زمین خواباندند و به زمین میخ كردند و اسب‌ها را با نعل تازه، بر بدن‌هاى آنان تاختند تا پیكر آنان در هم شكـسته شد و به هلاكت رسیدند.(4) سپس بدن‌هاى آنان را به آتش سوزاندند. ایـنـان عـبـارت بـودنـد از: اسـحـاق بـن حـوبـه، اخـنـس بـن مـرثـد، حـكـیـم بـن طفیل، عمرو بن صبیح، رجاء بن منقذ عبدى، سالم بن خیثمه، واحظبن ناعم، صالح بن وهب، هانى بن ثبیت و اسید بن مالك .

ابو عمرو گوید: مـا بعدها در مورد سابقه این ده نفر بررسى كردیم. به این نتیجه رسیدیم كه همه آنان زنازاده و فرزندان نامشروع بودند.(5)

لعنت بر قاتلان امام حسین علیه السلام

دویـسـت و چهل و هشت نفر از عاملان اساسی واقعه كربلا كه در شورش كوفه دستگیر شده‌ بودند، همه یكى پس از دیگرى گردن زده شدند. آنان در میان پانصد نفرى بودند كه در شورش كوفه بر ضدّ مختار دستگیر شدند.

شمر بن ذى الجوشن در روز عاشورا شترى را كه مخصوص سوار شدن امام حسین(علیه السلام) بود، را به عنوان غنیمت گرفـت و به كوفه آورد و بـه شكرانه قتل فرزند پیامبر(صلی الله علیه و آله) آن شتر را نحر كرد و گوشتش را بین دشمنان اهل بیت در كوفه تقسیم نمود. مختار دستور داد تمام خانه‌هایى را كه آن گوشت وارد آن شده بـود و افرادى را كه دانسته از آن گوشت خورده‌اند، شناسایى كنند. همه آن خانه‌ها را ویران كرد و كسانى را كه از آن گوشت خورده بودند اعدام نمود.(6) 

مختار تمام كسانى را كـه در روز عاشورا، با اسب بر بدن مقدس امام حسین(علیه السلام) و شهدا تاخته بودند و تـعـدادشان ده نفر بود، را دستگیر كردند، دست و پایشان را بستند، از پشت بر زمین خواباندند و به زمین میخ كردند و اسب‌ها را با نعل تازه، بر بدن‌هاى آنان تاختند تا پیكر آنان در هم شكـسته شد و به هلاكت رسیدند. سپس بدن‌هاى آنان را به آتش سوزاندند.
ب ـ اعدام سران كوفه

سران كوفه كه در قیام خونخواهى عاشورا كشته شدند عبارت بودند از:

1ـ عـمـر بـن سـعد:

 او فرمانده كل نیروهاى یزید در كربلا و از جمله كسانى بود كه نامش در سـیـاهـه قـصـاص شـونـدگـان قـرار داشت. او پیش از دستگیرى به سراغ مختار آمد و خود را معرفى كرد و با شروطى، امان‌نامه گرفت. اما پس از كشتار قاتلان امام حسین(علیه السلام) در كوفه، نامه‌اى از محمد حنفیه به مختار رسید مبنى بر این كه جزای عمر بن سعد را بدهد. مختار دید بـعـضـى از شـروط امـان‌نامه توسط عمرسعد نقض شده است. به همین بهانه، او را احضار كرد. او ابتدا قصد فرار داشت اما برایش میسر نشد. همین بهانه مختار را در كشتن او مصمّم ساخت .

او در مـقـابـل ابـو عـمـرو، رئیس شهربانى مختار مقاومت كرد تا امان بگیرد اما او را امان نداد. آنقدر بر پیكر او شمشیر زدند تا كشته شد و سر بریده‌اش را نزد مختار آوردند.

مختار از حفض فرزند عمر سعد پرسید: آیا او را مى‌شناسى؟

حفض گفت: در زندگى پس از او خیرى نیست .

مختار گفت: پس از او زندگى نخواهى كرد. سپس دستور داد او را نیز گردن بزنند، پس از آن كه پـسر عـمـر سعد هم كشتـه شد اظهار داشت: یكى در مـقـابل خـون حسین(علیه السلام) و دیگرى در قبال على اكبر حسین ولى یكسان نیستند، به خدا قـسم اگـر سه چهارم قریش را بكشم تلافى یك بند انگشت حسین(علیه السلام) نشده است.(7) مختار سر بریده عمرسعد را به حجاز، نزد محمد حنفیه فرستاد. وقتى چشم فرزند امیرمؤمنان به سر بریده ابن سعد افتاد، فرمود:

«اَللّهـُمَّ لا تَنْسِ هذَا الْیَوْمَ لِلْمُخْتارِ وَاجْزِهِ عَنْ اهل بیت نَبِیِّكَ محمّدٍ(صلی الله علیه و آله) خَیْرَ الجَزاءِ. فَوَاللهِ ما عَلَى الُْمخْتارِ بَعْدَ هذا مِنْ عُتْبٍ» (8)؛ خدایا این روز مختار را داشته باش و او را از جانب خاندان پیامبرت محمد(صلی الله علیه و آله)، بهترین پاداش را عنایت فرما. به خدا سوگند، پس از این عتابى بر مختار نیست .

 

2ـ شـمـر بـن ذى الجـوشن؛

 این فرد جنایتكار شماره یك كربلا، توانست از چنگ مختار بگریزد اما مختار دسـتـور داد كـه او را هـر كجا رفته اسـت پـیـدا كـنـنـد و بـه سـزاى اعمال ننگینش برسانند. شمر در ماجراى شورش كوفه بر ضدّ مختار از عاملان اصلى بود.

شیـخ طوسى(ره) مى‌نویسد: «شمر را دستگیر كردند و نزد مختار آوردند. مختار دستور داد گـردن او را زدند و جسدش را در دیگ روغن جوشیده افكندند و یكى از یاران مختار با پاى خود سر شمر را لگد مى‌كرد.»

مـسـلم ضـبـائى، كه هم قبیله شمر بود، مى‌گوید: «ما فرار كردیم و خود را به محلى در مسیر كـوفـه و بصره به نام ساتیدما رساندیم و در نزدیكى آن محل، دهكده كوچكى به نام كلتانیّه در حوالى سواحل فرات قرار داشت. ما در كنار تپّه‌اى مخفى شدیم كه توسط یك روستایی جای ما لو رفت. شب هنگام بود كه ماموران مختار ما را محاصره كردند. شمر را دیدم كه جامه‌اى خوش‌بافت به تن داشت و بدنش پیس(بیماری برص) بود. ما حتى فرصت سوارشدن بر اسب را نیافتیم. درگیرى شدیدى رخ داد. ساعتى بعد صداى الله اكبر شنیدم و كسى فریاد زد خداوند، خبیثى را كشت.(9) 

شیـخ طوسى(ره) مى‌نویسد: «شمر را دستگیر كردند و نزد مختار آوردند. مختار دستور داد گـردن او را زدند و جسدش را در دیگ روغن جوشیده افكندند و یكى از یاران مختار با پاى خود سر شمر را لگد مى‌كرد.»(10)   

لعنت خدا بر شمر

عبدالرحمن بن عبد مى‌گوید: من شمر را به هلاكت رساندم. مختار تا نگاهش به سر بریده شمر افتاد، سجده شكر به جاى آورد و دستـور داد آن سـر را بـالاى نـیـزه كـنـنـد و مقابل مسجد جامع شهر در معرض دید مردم قرار دهند تا موجب عبرت همگان باشد.(11) 

 

3ـ بـجـدل بن سلیم:

وی در روز عاشورا، براى غارت انگشتر امام حسین(علیه السلام)، انگشتان حـضـرت را قـطـع كـرد. مـخـتـار دسـتـور داد انـگـشـتان آن خبیث را قطع كردند، سپس دو پایش را بریدند و آنقدر در خون غلتید تا به هلاكت رسید.(12)

 

4 ـ خـولى بـن یـزیـد اصـبـحـى:

وی از چـهـره‌هـاى كـثـیـف حـادثـه عـاشـورا بـود. او مـامـور حـمـل سـر بـریـده امـام حـسـیـن(علیه السلام) و قـاتـل عـثـمـان بـن عـلى، بـرادر امـام حـسین(علیه السلام)، بوده است.(13)   

عصر روز عاشورا عمر سعد سر امام را به خولى سپرد تا نزد عبیدالله ببرد، چون خـولى وارد شهر شد و جلو قصر آمد در قصر بسته شده بود، لذا به خانه خود رفت و سر را زیر طشت نهاد. زنش پرسید چه خبر آوردى؟ خولى گفت: ثروت روزگار را برایت آورده‌ام، این سر حسین بن على است كه در خانه ما است. زن گفت: واى بر تو، مردم با طلا و نقره از سفر مى‌آیند و تو سر پسر پیغمبر را به خانه مى‌آورى؟ به خدا قسم من دیگر با تو زندگی نخواهم كرد. زن هنگام خارج شدن از خانه، مـشاهده كرد كه نور از زیر طشت تـا آسمـان مـتـصل است. مى‌گوید به خدا قسم مرغان سفیدى را دیدم كه اطراف طشت در پروازند. وقتی صبح شد خولى سر امام را نزد ابن زیاد برد.(14)    

مـخـتـار، ابو عـمره رئیس گارد خود را با جمعیتى مامور كرد تا خولى را دستگیر كنند. ایشان خـانه خـولى را مـحاصره كردند، ابوعمره وارد خانه شد و خانه را بازرسى كردند. از زنش سراغ خولی را گرفتند. او گـفـت نمـى‌دانم ولی با دست و سر به طرف مستراح اشاره نمود، وارد مستراح شدند و او را بیرون كشیدند در حالی كه زنبیلى به جاى كلاه بر سر نهاده بود، ابوعمره به سراغ مختار فـرستـاد و درباره وى كسب تكلیفى نمود، مختار خود آمد و دستور داد جلو خانه‌اش او را بكشند و سپـس جسدش را آتـش زدند، مـخـتـار ایستـاد تـا تـمـام جسد به خـاكستـر تبدیل شد.(15)

ابراهیم، چون عقابى شكارى به ابن زیاد حمله برد و شمشیر خود را آنچنان محكم بر كمر او فرود آورد كه تاریخ مى‌نویسد: ابن زیاد جلوى دست و پاى اسبش، غلتید و همانند گاوى كه سرش را بریده باشند، صدا مى‌كرد. بدن او به دو نیم شـد؛ قـسـمـت بـالاى بـدن او بـه یـك طـرف و قسمت پایین بدنش به طرف دیگر پرتاب شد و ابراهیم فریاد زد: «ابن زیاد را كشتم.» نكته قابل توجه اینجاست كه این واقعه در روز عاشوراى سال 67 ه‍ . ق واقع شد و او در آن هنگام سى و نه ساله بود. ابراهیم دستـور داد سر ابن زیاد را از بـدنـش جـدا كـرده و جـسـدش را بـه آتـش كشیدند.

 

5ـ سنان بن انس:

 وی از چهره‌هاى جنایتكار كربلا و كسى است كه به خیمه‌هاى امام حسین (علیه‌السلام) یـورش بـرد و در آخـرین لحظات عمر امام، نـیـزه‌اش را به سینه حضرت فرو برد. در بـعـضـى مـقـاتـل نـیـز نـقـل شـده كـه او سـر مـقـدس امـام حـسـیـن(علیه السلام) را از بـدن جـدا كـرده اسـت.(16) پـس از دستگیرى او، به دستور مختار، دست و پایش را بریدند و هنوز جان داشـت كـه او را در دیـگ روغـن جـوشـان افـكـنـدنـد و اینگونه به نتیجه اعمال زشت خود رسید.(17)     

  

6- حكیم بن طفیل قاتل حضرت اباالفضل علیه السلام

حكیم بن طفیل از سران حادثه عاشورا بود، كه امام حسین(علیه السلام) را تیرباران نمود و حضرت اباالفـضل(علیه‌السلام) را شهید كرد و لباس و اسلحه او را غـارت نمـود. عـبدالله بن كامـل به دستور مختار، او را دستگیر كرد. عدى بن حاتم، كه هم قبیله او بود، از او شـفـاعـت كرد، اما مؤثر واقع نشد و به دستور ابن كامل، كه از فرماندهان مختار بود، او را تیرباران كردند.

حكیم را كه شانه‌هایش بسته بود در كنارى نگه داشتند و به او گفتند: تو بودى كه لباس‌هاى عـباس بن على(علیهماالسلام) را غارت كردى؟ اكنون لباس‌هاى تو را در زنده بودنت بیرون مى‌آوریم. پس او را برهنه كردند و آنگاه گفتند: تو بودى كه تیر به طرف حسین(علیه السلام) پـرتـاب نمودى و مى‌گویى كه تیر من به جامه امام رسید و او را آزار نرسانید؟ به خدا قسم تو را تیرباران مى‌كنیم چنان كه امام را هدف تیر قرار دادى. پس از سه طرف تیرها به سویش پرتاب گردید و او را بر زمین افكند، آنقدر تیر بر بدنش زدند كه مانند خارپشت گردید.(18)   

 

7- عبیدالله بن زیاد:

پـس از آن كه مـخـتـار از طرف شورشیان كوفه آسوده خاطر شد و آنان را سر جاى خود نشانید ابراهیم پسر مالك اشتر را مامور جنگ با ابن زیاد نمود.

لعنت بر عمرسعد

در حین جنگ ابراهیم شخصاً ابـن زیـاد را از نـظر دور نمى‌داشت و صف‌ها را مى‌شكافت تا خود را به او برساند. ابن زیاد غرق در سلاح، با نیزه‌اش به هر طرف حمله مى‌كرد. ناگهان ابراهیم، خـود را در مقابل ابن زیاد دید و چون عقابى شكارى به او حمله برد و شمشیر خود را آنچنان محكم بر كمر او فرود آورد كه تاریخ مى‌نویسد: ابن زیاد جلوى دست و پاى اسبش، غلتید و همانند گاوى كه سرش را بریده باشند، صدا مى‌كرد.(19) بدن او به دو نیم شـد؛ قـسـمـت بـالاى بـدن او بـه یـك طـرف و قسمت پایین بدنش به طرف دیگر پرتاب شد و ابراهیم فریاد زد: «ابن زیاد را كشتم.»(20) نكته قابل توجه اینجاست كه این واقعه در روز عاشوراى سال 67 ه‍ . ق واقع شد و او در آن هنگام سى و نه ساله بود.(21) 

ابراهیم دستـور داد سر ابن زیاد را از بـدنـش جـدا كـرده و جـسـدش را بـه آتـش كشیدند.(22) سپس گفت: «خدا را شكر مى‌كنم كه ابن زیاد به دست من كشته شد.»

سر ابن زیاد را براى مختار آوردند و مختار برخاست و پایش را روى سر او نهاد و سپس دستور داد كفش او را آب بكشند و طاهر كنند، آن را بر دروازه شهر كوفه نصب نمود و سپس دستور داد آن سـر را بـا تعدادى از سرهاى بریده سران شام بـه مدینه نزد امام سجاد(علیه السلام) و محمد حنفیه بفرستند.(23) 

 مختار دستور داد: اول دو دست حرمله را قطع كنید.(همان دو دستى كه با یكى كمان را مى‌گرفت و با دیگرى تیر را رها مى‌كرد؛ یك بار گلوى على اصغر را نشانه گرفت، یك بار چشم اباالفضل (علیه السلام) را نشانه رفت و یك بار هم قلب حسین(علیه السلام) را شكافت.) سپس فریاد زد: دو پایش را هم قطع كنید!

ماموران اجرا كردند. آنگاه صدا زد: آتش، آتش . فوراً چوب‌هاى خشك و نازكى را روى بدن نیمه جان او ریختند و آن را به آتش كشیدند.

هنگامى كه سر ابن زیاد را نزد امام سجاد(علیه السلام) آوردند، امام با جمعى بر سفره غذا نشسته بودند. وقـتـى چـشـم امـام بـه سـر بـریـده قـاتل پدرش و شهداى كربلا افتاد، دست‌ها را به دعا برداشتند و فرمودند:

«اَلْحَمْدُلِلَّهِ الَّذی اَدْرَكَ لی ثاری مِن عَدُوّی وَ جَزَا اللهُ الُْمختارَ خَیْراً؛ خـدا را شـكـر كـه انـتـقـام خـون مـرا از دشمنم گرفت و خداوند به مختار جزاى خیر دهد.(24) 

آنگاه امام با شادمانى، رو به حاضران كردند و فرمودند:

«وقـتـى مـرا نـزد ابـن زیاد بردند، او سر سفره غذا بود. من در آن هنگام از خدا خواستم كه زنده بمانم و سر ابن زیاد را ببینم.»(25)  

داستان سر ابن زیاد

ابراهیم سر ابن زیاد را به كوفه نزد مختار فرستاد، سر ابن زیاد را در گوشه قصر نهادند. مارى باریك پیدا شد و میان سرها گردش مى‌كرد تا به سر عبیدالله رسید وارد دهان او شد و از بینی‌اش خارج گردید، و از بینى وارد مى‌شد و از دهنش خارج مى‌گردید، و مكرر این عمل را انجام مى‌داد.

مرجانه مادر عـبیدالله پس از شهادت امام حسین(علیه السلام) به او گفت: اى خبیث، فرزند پیامبر را كشتى؟ هرگز روى بهشت را نخواهى دید.(26) 

 

8ـ حـرمـله:

شیخ طوسى(ره) در امالى مى‌نـویـسـد: منهال بن عمرو از شیعیان و یاران امام سجاد (علیه السلام) مى‌گوید: پس از زیارت خانه كعبه، به مدینه رفتم و خدمت امام سجاد(علیه‌السلام) شرفیاب شدم. امام از من پرسید: اى منهال، از حرمله چه خبر؟ گفتم: هنگامى كه از كوفه خارج شدم، زنده بود. امام هر دو دستش را به دعا بلند كرد و چنین فرمود:

«اَللَّهُمَّ اَذِقْهُ حَرَّ الْحَدیدِ. اَللَّهُمَّ اَذِقْهُ حَرَّ الْحَدیدِ. اَللَّهُمَّ اَذِقْهُ حَرَّ النَّارِ؛ خدایا، سوزش شمشیر را بـه او بـچـشان. خدایا، سوزش شمشیر را به او بچشان. خدایا، سوزش آتش را به او بچشان.»

از نفرین امام سجاد(علیه السلام)، كه مظهر عفو و گذشت از خطاكاران بود، معلوم مى‌شود كه حرمله چقدر دل اهل بیت پیامبر(علیهم السلام) را به درد آورده است.

ابو مخنف از امام باقر(علیه السلام) نقل مى‌كند: هنگامى كه على اصغر در آغوش پدر هدف تیر حرمله واقع شد، امام حسین(علیه السلام) آنان را نفرین كرد و فرمود:

«وَانْتَقِمْ لَنا مِنْ هؤُلاءِ الظَّالِمینَ؛ خدایا، انتقام ما را از این ستمگران بستان.»(27) منهال گفت: پس از زیارت مدینه، عازم كوفه شدم. وقتى به كوفه رسیدم، مختار به قلع و قـمـع عـاملان حادثه كربلا مشغول بود. من با مختار رفاقت قدیمى داشتم. به قصد دیدار مختار از خانه خارج شدم. وقتى چشم مختار به من افتاد، گفت: هان منهال، كجا بودى تا حالا به دیدن ما نیامدى و در قیام با ما همراه نبودى؟ گفتم: امیر، من به سفر حج رفته بودم .

با هم مشغول صحبت شدیم تا به محله كناسه رسیدیم. خبر دادند كه حرمله در این محله مخفى شده است. مـامـوران به سرعت، به جست و جو پرداختند و زمانی نگذشت كه فردى را كشان كشان به نزد مختار آوردند. آرى، او حرمله بود. تا چشم مختار به او افتاد، با لحن تندى فریاد زد: خدا را شكر كه به چنگم افتادى! و بى درنگ، فریاد زد: جلاّد، جلاّد .

جـلاّدان جلو آمدند. مختار دستور داد: اول دو دست او را قطع كنید. (همان دو دستى كه با یكى كمان را مى‌گرفت و با دیگرى تیر را رها مى‌كرد؛ یك بار گلوى على اصغر را نشانه گرفت، یك بار چشم اباالفضل (علیه السلام) را نشانه رفت و یك بار هم قلب حسین(علیه السلام) را شكافت.) سپس فریاد زد: دو پایش را هم قطع كنید!

ماموران اجرا كردند. آنگاه صدا زد: آتش، آتش .

فوراً چوب‌هاى خشك و نازكى را روى بدن نیمه جان او ریختند و آن را به آتش كشیدند.

منهال مى‌گوید: از تعجّب بلند گفتم: سبحان الله !

مختار گفت: علت این جمله‌اى را كه گفتى چه بود؟!

گفتم: گوش كن تا برایت بگویم و ماجراى نفرین امام سجاد(علیه السلام) را برایش تعریف كردم.

مختار با تعجب پرسید: خودت از امام این نفرین را شنیدى؟!

گفتم: بله. مختار از اسبش پیاده شد و دو ركعت نماز خواند و سجده‌اش را طولانى كرد، سپس برخاسـت و سوار شد و تا آن وقـت جسد حرمله به زغال تبدیل شده بود.(28)

 

یكى از كسانى كه مانع آب خوردن امام حسین(علیه السلام) گردید، به مرض استسقا مبتلا گردید و هر چـه آب مـى‌نـوشـیـد بـاز هـم مـى‌گـفـت: تـشنه‌ام، و این به سبب دعاى امام حسین (علیه‌السلام) بود كه دوبار فرمود: خدایا او را تشنه گردان . یكى از كسانى كه هنگام مرگ او را دیده است مى‌گوید: در مقابلش یخ گذاشته بودند و او را بـاد مـى‌زدنـد و پشت سرش آتشدان قرار داشت، با وجود این از گرماى شكم و سرماى پشت مى‌نـالیـد و مى‌گفت: آبم بدهید كه از تشنگى مُردم. وقتى كاسه بزرگى را كه اگر پنج نفر مـى‌نـوشـید سیراب مى‌شدند؛ مى‌آوردند، همه را سر مى‌كشید و باز هم مى‌گفت: آبم بدهید كه تشنگى مرا كشت، و سرانجام شكم او مانند شكم شتر پاره شد.

 

9ـ زیـد بـن رقـاد:

 او از تـك تـیراندازان لشكر عمر سعد بود كه در روز عاشورا، تیرى به طـرف عبدالله، فرزند امام حسن(علیه السلام) افكند. آن تیر، دست عبدالله را به پیشانیش دوخت. تیرى دیگر نـیـز بـه قلب او افكند و او را بـه شهادت رساند. زید پس از كمى مقاومت، به وسیله افراد عبدالله شاكرى یكى از فرماندهان لشكر مختار، تیرباران شد و سپس او را در آتش سوزاندند.(29)

 

10- عـمرو بن حجّاج زیدى:

 وی از سران كوفه و از كسانى بود كه نامه دعوت براى امام حسین (علیه‌السلام) فرستاد. وى با پانصد نفر، مامور بستن آب بـر روى امـام و اهل بیت(علیهم السلام) بود. او پس از شكست شورشیان كوفه از ترس به سوى شراف و واقصه فرار كرد و دیگر اثرى از او مشاهده نشد.(30)   

 

11ـ عبدالله دبّاس:

 وی قاتل محمد، فرزند عمار یاسر، بود. او دستگیر و سپس كشته شد، اما پیش از آن، سه نفر از حامیان عمرسعد را بـه مختار معرفى كـرد: عبدالله بن اسید؛ مالك نُمیر؛ حمل بن مالك .

 

12- منقذ بن مره عبدى:

مختار، عبدالله بن كامـل را به سراغ مـنقـذ بن مـره عـبدى، قـاتل حضرت عـلى اكبر(علیه السلام) فرستاد، خانه‌اش را محاصره كردند. او كه مردى شجاع و دلیر بود مسلح و سوار بر اسب از خانه بیرون آمد، با نیزه به یكى از سربازان مختار حمله كرد و او را از اسب انداخت ولى آسیبى به وى نرسید، ابن كامـل با شمشیر بر او حمله كرد و چند ضربه شمشیر بر او وارد ساخت ولى چـون زره‌اش قـوى بود در او اثـر نكرد جز آن كه بعدها آن دست شل شد. بالاخره نهیب سختى بر اسب زد كه از چنگ سربازان فرار كرده و در بصره به مصعب بن عمیر پیوست.(31)  

 

13- زید بن رقاده قاتل عبدالله فرزند مسلم بن عقیل:

 از تـواریخ بر مـى‌آید كه فـرزندانى از مـسلم بن عقیل در كربلا بودند غیر از دو طفلان معروف كه در زندان ابن زیاد بوده‌اند، و ایشان در كربلا جنگیده‌اند از جمله عبدالله است كه زید بن رقاده ملعون با دو تیر او را شهید كرد. تـیر اول به سویش پـرتـاب نمـود و عـبدالله دست خـود را حمـایل قرار داد كه تیر دست را به صورتش دوخت و هنگامی كه این تیر به او اصابت كرد چنین گفت: بار خدایا اینان ما را كم شمردند و خوار ساختند خداوندا اینها را بكش چنانكه ما را كشتند، و آنان را خوار كن چنانكه ما را خوار كردند؟

همین ملعون تیر دیگرى بر او زد كه او را شهید كرد، سپس به بالین جوان آمد و با حركت دادن، تیر را از پیشانى او بیرون كشید ولى پیكان تیر كه از آهن بود در پیشانیش باقى ماند و نتوانست آن را بیرون بكشد.

مختار، عبدالله كامل را براى دستگیریش مامور ساخت، خانه‌اش را محاصره كردند، زید با شمشیر كشیده بیرون آمـد، و چون مرد شجاعى بود ابن كامل دستور داد هیچ كس با نیزه و شمشیر كشیده به او نزدیك نشود بلكه او را تیرباران و سنگباران كنید، به این وسیله او را كشتند، چون احساس كردند هنوز رمقى در بدن دارد؛ فرمان داد تا آتش آورند و او را كه هنوز زنده بود آتش زدند.(32)   

ج ـ اعدام سایر جنایتكاران

1- مختـار، ابو نمران مالك بن عمرو نهدى، از فرماندهان انقلاب را با گروهى، مامور دستگیرى عبدالله بن اسید جُهمنی، مالك بن نسیر و حمل بن مالك نمود ابو نمران آنها را دستگیر كرد و نزد مختار آورد.

مختار بـه شدت به آنان پرخاش كرد و گفت، «اى دشمنان خدا و اى دشمنان كتاب خدا، و اى دشمنان رسول خدا و اى دشمنان خاندان پیامبر خدا، حسین چه شد؟! حسین را بـه من تحویل دهید، اى نامردان! كسى را كشتید كه شما را به اقامه نماز امر مى‌كرد!»

لعنت بر یزید

آنان گفتند: اى امیر، مجبور بودیم. منّت بگذار و ما را نكش!

مختار فریاد زد، «منّت بر شما بگذارم؟! آیا شما بر حسین، فرزند دختر پیامبرتان، منّت گذاشتید و او را رها كردید و به او آب دادید؟!»

سپس به مالك بن نسیر گفت: تو همان كسى نیستى كه كلاه امام را به غارت برد؟ عبدالله بن كامل گفت: آرى همین او است .

فرمان داد: دست و پایش را قطع كنید و بگذارید آنقدر دست و پا بزند تا بمیرد، دست و پـایش را بریدند، و در خونش غلطید تا جان داد، سپس دو نفر دیگر را گردن زدند.

مـالك بن نسیر به اندازه‌اى پست بود كه وقتی امام آخرین لحظات حیات را مى‌گذرانید هر كس نزدیك حضرت مى‌آمد تا او را شهید كند دلش راضى نمى‌شد و برمى‌گشت، تا این كه مالك آمد و شمشیر بر سر امام وارد ساخت كه كلاه را شكافت و سر حضرت را زخمى كرد و خـون جارى گـردید. امـام كلاه را از سر برداشت و انداخت و فرمود: «لا اكلت بها و لا شربت حشرك الله مع الظّالمین؛ با این دست نخورى و نیاشامى و خداوند تو را با ستمكاران محشور فرماید.»(33)

چون كلاه امـام از خز بود، مالك آن را برداشت و به كوفه برد و چون خواست آن را بشوید همسرش گفت: واى بر تو لباس پسر پیغمبر را غارت كرده و به خانه من آوردى آن را از خـانه بیرون ببر؟ در اثـر نفرین امام، این مرد تا آخر عمر فقیر و بدبخت بود.(34)   

2. ابـو سعید صیقل نقل مى‌كند: «مختار از مخفیگاه چهار تن از عاملان حادثه عاشورا كه پیراهن امام حسین(علیه السلام) را غارت كرده بودند؛ مطلع شد. یكى از فرماندهان انقـلاب به نام عبدالله بـن كامل و همراهان، آنان را دستگیر كردند و نزد مختار آوردند. وقـتـى مـخـتار چشمش ‍ به آن جنایتكاران افتاد، فریاد زد: «اى قاتلان سرور جوانان بهشت! دیدید خداوند چگونه شما را به دست انتقام سپرد؟ دیـدیـد آن پـیـراهـن براى شما چه سرنوشتى را رقم زد؟ سپس دستور داد گردن آنان را زدند.»(35)

3. عبداللّه بن صخلب و برادرش، عبدالرحمن، و فردى دیگر به نام عبدالله بن وهب از جمله دستگیر شدگان بودند كه در بازار اعدام شدند.(36)

4. یاران مختار عثمان بن خالد و ابى اسماء بشر بـن شـوط، كه از قاتلان عبدالرحمن بن عقیل بودند را دستگیر و در كنار چاه جعد گردن زد و چون خبرشان را به مـخـتـار رساندند، مـخـتـار دستـور داد برگـردید و بدنشان را آتـش بزنید تـا خـاكستر شوند.(37)    

یكى از كسانى كه مانع آب خوردن امام حسین(علیه السلام) گردید، به مرض استسقا مبتلا گردید و هر چـه آب مـى‌نـوشـیـد بـاز هـم مـى‌گـفـت: تـشنه‌ام، و این به سبب دعاى امام حسین (علیه‌السلام) بود كه دوبار فرمود: خدایا او را تشنه گردان . یكى از كسانى كه هنگام مرگ او را دیده است مى‌گوید: در مقابلش یخ گذاشته بودند و او را بـاد مـى‌زدنـد و پشت سرش آتشدان قرار داشت، با وجود این از گرماى شكم و سرماى پشت مى‌نـالیـد و مى‌گفت: آبم بدهید كه از تشنگى مُردم. وقتى كاسه بزرگى را كه اگر پنج نفر مـى‌نـوشـید سیراب مى‌شدند؛ مى‌آوردند، همه را سر مى‌كشید و باز هم مى‌گفت: آبم بدهید كه تشنگى مرا كشت، و سرانجام شكم او مانند شكم شتر پاره شد.(38) مختار، نامه‌اى مفصل براى محمد حنفیّه نوشت و به او اطمینان داد كه همه قاتلان امام حسین (علیه‌السلام) را به سزاى اعمالشان خواهد رساند.(39) 

جمعى از عاملان حادثه كربلا از جمله محمّد بن اشعث موفق شدند از دست مختار بگریزند و در بصره، نزد مـصـعـب بـن زبـیـر پـناه بگیرند. اما سپس در جنگ مصعب بر ضد مختار، وارد نبرد گردیدند كه جمعى از آنان كشته شدند.(40) 

بردگان و موالى و مستـضـعفان، كه در قیام مختار جان تازه‌اى گرفته بودند و پشتوانه اصـلى قـیـام بـودنـد، بـر اشـراف كـوفه چیره شدند و بعضى از آنان اربابانشان را، كه در فاجعه كربلا دست داشتند، به قتل رساندند و یا به مختار معرّفى كردند.(41)   

و اینگونه شد كه قاتلان امام حسین(علیه اسلام) و فرزندان و یاران ایشان و مسببان واقعه دلخراش كربلا به سزای اعمال خود رسیدند.

 

                                                                                                                                         سایت تبیان

                                                                                                                                       مهری هدهدی

                             

اللهمَ العَنْ اولَ ظالمٍ ظلمَ حَقَ محمدِ و آل محمد و آخرَ تابعٍ لهُ عَلی ذلك

اللهمَ العَنْ العِصابَةَ التی جاهدتِ الحسین و شایَعت و بایَعت و تابَعت عَلی قَتلهِ اللهمَ العَن جَمیعا.

 

پی‌نوشت‌ها:

1- بحارالانوار، ج 45، ص 374.

2- بحارالانوار، ج 45، ص 374.

3- لهوف، سید بن طاووس .

4- بحار الانوار، ج 45، ص 374؛ لهوف، سیدبن طاووس، ص 183.

5- بحار الانوار، ج 45، ص 59،60؛ لهوف، ص 183.

6- بحارالانوار، ج 45، ص 377.

7- طبرى، ج 8، ص671/ بحارالانوار، ج 45، ص377/ كامل، ج 4، ص241.)

8- بحارالانوار، ج 45، ص 379. 

9- تاریخ طبرى، ج 6، ص 53.

10- تاریخ طبری، ج 6، ص 338.

11- تاریخ طبری، ج 6، ص 374.

12- تاریخ طبری، ج 6، ص 376.

13- تاریخ طبری، ج 6، صص67 و 337.

14- طبرى، ج 7، ص369.

15- طبرى، ج 8، ص671/ كامل ابن اثیر، ج 4، ص240.

16- كامل ابن اثیر، ج 4، ص 78.

17- بحارالانوار، ج 45، ص 375.

18- طبرى، ج 8، ص657/ كامل ابن اثیر، ج 4، ص242.

19- انساب الاشراف، ج 6، ص 426 ـ 427/ تاریخ طبرى، ج 6، ص 90/ بحارالانوار، ج 45، ص 383؛ اخبارالطوال، ص 295.

20- انساب الاشراف، ج 6، ص 426 ـ 427/ تاریخ طبرى، ج 6، ص 90/ بحارالانوار، ج 45، ص 383؛ اخبار الطوال، ص 295.

21- انساب الاشراف، ج 6، ص 426 ـ 427/ تاریخ طبرى، ج 6، ص 90/ بحارالانوار، ج 45، ص 383؛ اخبار الطوال، ص 295.

22- انساب الاشراف، ج 6، ص 426.

23- شذرات الذهب، ابن عمار، ج 1، ص 74.

24- بحارالانوار، ج 45، ص 386.

25- بحارالانوار، ج 45، ص 386.

26-كامل ابن اثیر، ج 3، ص516.

27- تاریخ طبرى، ج 5، ص 448.

28- بحارالانوار، ج 45، ص 3 ـ 332/ محجّة البیضاء، مولا محسن فیض كاشانى، ج 4، ص 241.

29- تاریخ طبرى، ج 6، ص 64 ـ 65/ كامل ابن اثیر، ج 4، ص 243.

30- تاریخ طبرى، ج 6، ص 52.

31- طبرى، ج 8، ص677/ كامل ابن اثیر، ج4، ص243.

32- طبرى، ج8، ص677 .

33- بحارالانوار، ج45، ص302/ كامل، ج4، 239.

34- طبرى، ج7، ص359.

35- تاریخ طبرى، ج 6، ص 58.

36- تاریخ طبرى، ج 6، ص 58.

37- طبرى، ج 8، ص670.

38- المعجم الكبیر، ج 1، صص 227 و 237؛ تاریخ طبرى، ج 5، ص 449.

39- تاریخ طبرى، ج 6، ص 62.

40- تاریخ طبری، ج 6، صص 66 و 94.

41- بحارالانوار، ج 45، ص 377.

نوشته شده در یکشنبه چهاردهم تیر 1388| ساعت 19:32| توسط ابوالقاسم کارگر | |

 

 

13.jpg 

حلول ماه برکت و ماه خدا (شهر الله) ماه زیبای رجـب

و

ولادت با سعادت حضرت محمد بن علی؛ باقر العلوم بعد النبی را محضر حضرت بقیة الله الاعظم(عج) و حضرت علی بن موسی الرضا(ع) و نیز خدمت شما دوستان و همراهان بزرگوار و شیعیان راستین ایشان تبریک و تهنیت عرض مینمایم.

یا علی

 

13871109011.jpg

 

Picture66440.jpg

بیایید برای یکدیگر دعا کنیم...

 

التماس دعا در لیلة الرغایب و شبهای اعتکاف و سایر مناجاتهای ماه رجب

نوشته شده در شنبه سیزدهم تیر 1388| ساعت 20:51| توسط ابوالقاسم کارگر | |

نوشته شده در شنبه سیزدهم تیر 1388| ساعت 20:27| توسط ابوالقاسم کارگر | |

نوشته شده در شنبه سیزدهم تیر 1388| ساعت 10:57| توسط ابوالقاسم کارگر | |

www.tvcm.blogtak.com

نوشته شده در شنبه سیزدهم تیر 1388| ساعت 10:56| توسط ابوالقاسم کارگر | |

Total world and Esmat official world if in a form and a texture and come in pink, Qhra May comes to human tissue. As branch Nsvyy impression of the facts according to the vision of relations with the forms for the human hand off to the Judiciary impression universe, Esmat ecstatic nature of the cosmos as the human form and will force more like the name Sharif (Albatn ) is compatible, so as the woman gives the man no. Because most men with the name (Alzahr) and more female names Sharif (Albatn) is in communication. Therefore the official name Sharif (Albatn) in the Shari'ah as veil for women is considered



  The veil in fact having female attributes of God is, God is also shrinking. Himself said: ((from behind the veil seven thousand I will see you)) If you take a higher number is right again.



If not religion, that this woman will say ((Remember you keep the veil)) Alyaz Ballh courage to this woman is in fact this is a respect for women. Him say: ((because according to you the name Sharif ((Albatn)) is implemented or divine, that we will not see you exposed to grant anyone, so shy ako. Read if others will see you from behind the veil see)) If this veil is the veil right, so the veil Dezh woman is, what is that for God's fortress. Try what he said can not see me the truth Ghybyh site, so Mhjvbm, in Hjabm so, what the veil and Try to disrespect and tear me to still remain behind the veil must see. Tom can not ever discover, even in the Quran also discovered inherent Tom did. Presentable if it also introduced us to what God, but with or Weasel or meaning or ÕæÑ. Weasel and I Hjabnd ÕæÑ Hjabnd and meanings. ها God behind the veil was introduced to Ella and Ntvry that right is right, the effect does not create, he will do if prerequisite for creating the right effect casting layout is created to collect.



  When the woman is the veil, the right is when the veil has been faced to find a Mood. When faced to find a Mood, Tvanayysh to be broken. The veil is a respect for women that women are more like God. If you are ((force major)) to bring in the form of a woman, apparently in the best shape that brings better and more beautiful face of this system does not find the sister. Therefore face similar Excellency Sedigheh Tahereh not find the woman in the world never be the same face that what prophet Amyralmvmnyn and never find the universe is not.



Now that the major force in the Divine Holy Sedigheh Tahereh so he is manifesting in a veil is placed only Amir Jamali also visit Almvmnyn merit will have. That he Gftnnd: ((If Zahra Aziz Ali Ibn Abi Talib was never in the world for you not to find Kfvy)) because the other couple must also be Kfv.



The issues are stated Fqhyh: woman and her husband tried to age and family issues, ethical issues are also Kfv, it is together that Kfv affairs are not a problem. His Excellency Amir Almvmnyn Sedigheh Kfv Tahereh artifacts is Vhzrt Fatima (SA) Kfv Ali (AS) is.
نوشته شده در شنبه سیزدهم تیر 1388| ساعت 10:16| توسط ابوالقاسم کارگر | |

Customs semen coagulation


Hu

Customs semen coagulation (Judiciary purge Mvldh) This book described hierarchy purity effect 2 Hazrat Professor Samadi Amoli

Here note that the translation of His Excellency Sheikh traditionary Saduq Hadith in the first eighty Vmjls Vchhar consecration has aspirations to be quoted Jvyym

Rasoul Allah Allah صلی against Ali ibn Abi Talib Valh Fadak Co. PBUH such order to Vfrmvd

Ali or the bride's home because you Rnd shoes when meeting him Beckenbauer Vpaysh Rabshvy Vabsh to thy home, that since such Bryz home thy God Do seventy thousand colors relieve poverty

Color Vhftad thousand thousand Vhftad Dravrd the blessing of mercy sends you down over the bride Bgrdd blessing to every corner of the house to be thy bride Vkhdavnd the madness Vkhvrh Vpysy

He Rsndmadamy to secure that the house is.

Then he said, or Ali! Bride in the first week eating milk ها Vsrkh Vgshnyz (vegetable Amzna) inhibitor Vsyb sour because the uterus is Vbvrya Char cold Vnazayndh

Corner of the home if the bride is the woman Nazayndh corrosion vinegar blood menstruation never good to see it is not to clean the blood Vgshnyz Drvnsh Bshvrand Vzayman

He takes on difficult Vsyb sour on the Open Bdardvbymary he is. Then open it from the sour Bdard Vbymary he is on.

Then he said to Ali! When copulation Mgv speak, lest the child is dumb Vlal Vbh Awrah women (during copulation) that do not cause ill-looking child's vision is another woman in lust cholera Khatrt

Zent children do not ride with Mkhns comes with Vaystadh Zent Khran couple do not work is that child and if the mattress is Kmyz Myzndh (ie suffer urinary night) do not be the first Vmyanh Vakhrmah Mjamt

The insanity Vkhvrh Vgyjy the child Shtabnd afternoon ride that if children do not bring Qych (Vdvbyn squint) the squint is Vshytan man who is happy with his woman in bed next

Quran is Nkhvand Atashi'm afraid the sky is landing Vhrdv to burn yourself on the ride but do not have rough باشی Vznt also seeking other fabrics with a clean cloth serve Mknyd

The flesh of your flesh falls Vmayh is enmity between you Vshma be brought to the separation Vtlaq Passover night that if children do not ride much evil will come on eve Azhy

(Qorban) do not ride the child is six fingers or four fingers. Under the tree do not Bardarjma child is God's executioner Vadmksh Vkd. Vnvr against the sun do not ride unless both

Hood with children is that if you are constantly Vfqr difficulty is to die. Azan Vaqamh among children is that if you do not ride is bloodthirsty. Zent If pregnant without sexual intercourse with him, do not Vzv

Child is Kvrdl Vbkhyl. Sha'aban half of the children I do not ride cholera mole face is two days last month with the remaining children do not ride Zent Gmrkchy Vkmk Information unjust Ido

A group of people to get over him perish behind Bamha unless children do not ride Vrya hypocrite Vbdt transition work because you trip the night nursery of the children do not ride thriftless

Comes. Prophet called verse (Surah Al-Isra / 30) Demons are truly brothers Mbzryn. Because sequential three-night trip that children do not ride help Vstmgr against unjust

You are. Zent hour ride with the first night that if children do not even come Vdnya wizard that is in demand is not interlunar months. Seyr cholera abdomen not ride.

(واما often for marriage)

Ali honor Monday night, or if child is cohabitation Be Hafiz Quran Vrazy to be part of God. If Tuesday night is the ride Do Vfrzndy witness Shhadtyn

His martyrdom day is pagan Vkhdavnd with his mouth Vbvy not punish good heart is Vrhm cholera generosity Vpak language Vdrvgh absence Vbthan if Thursday night

Do cohabitation is Vfrzndy be rulers of the ruling or the Lma’ Alemi. Thursday noon when the sun is in the middle of the sky if the couple is to be born child

He is close to the old devil is not to be active in understanding cholera Vdnya health Rvzysh religion is. Agrdr Friday night with a couple Do Vfrzndy Zent is eloquent Vgvya Apr Vzban is

If Friday comes after the age of Vfrzndy will popularize Vdanshmnd. If the night is Friday night after the child is the hope Durrani is ان Sha’allh.

Ali's! Order stayer me if I had Gabriel Look "

----------------------------------------------

Means that the couple when the female vulva or Hayz Nfas blood is that of Allah's Prophet (PBUH) is the narrative that the child is born with it

Leprosy is Vpysy beings between the navel and the knee is abhorrent to them Tmt. And after being removed from menstruation to and fro from Ghsl to know some of the couple Vahvt

Venice is Vty avoid Dbr woman is detestable Vbzy of it to know. Mnqvl sweatshirt in the Holy Prophet (Allah صلی against Valh Fadak Co.) forbiddance said the couple

Weber head way under heaven by which people Vfrmvd any traffic to the midway to ride Vmlaykh God to curse her.

God the Holy Prophet (PBUH) from Crow Frmvdnd Learn first three character of the couple to seek the hidden second day morning to go to avoid the very Vsvm

Valid in the Hadith of Hazrat Rasoul Akram (PBUH) Mnqvl weight is because men do not like the couple to undress, because if these two stupid of them around to Mlaykh

Are.

In other Mnqvl valid Hadith that is abhorrent to ride the rising morning sun Sunrise useless beings time to remove the redness of sunset.

Brtvjh addition to the time the port Mjamt respects the importance of the many narratives came Njmlh weight while men are ordered

Mvaqh to Qblh or behind the Qblh not Hkmtsh also that the property is in any direction according to Alavi Alavi If the ratio

If you have ordered from the Antarctic to the Canopus Vstarh your convenience and is very effective birth experience entail that most animals

عند Altvlyd (when bringing children to the world) from the Venice that are ordered to the North Pole Vdydn its accuracy Vbnat Alnsh Vtqvyt

Eye is useful. This point in your head to the Upper Shrine when Slvh (prayer) that the brush above the realm of self-Quds is Fafhm!

The narrative of one another Mnqvl circlet with his role to be the name of God is not sexual

In Bihar (Volume 62 page 322) traditionary Imam said that (I Aldkhvl Arad Alhmam Llnvrh Flyjtnb Aljma before Zlk Basny Shrsah Vhvyvm all)

Anyone who Erade means to enter the bathroom to Nvrh Bmald deserve that before 12 hours a day that all of the couple

To ride away from Venice says Lqvh wind side can cause the bathroom sink Vrdvjma Glaucoma is.

In that way the Khzayn Naraghi go after eating a step Vbkhvab albeit after a moment, though bathing Vbvl started after a couple drops though.

If mode

Top female sexual Qrargyrd very bad because you mentioned Vmsanh pressure water jet lust
Vdvr is not something to be injured by the way male penis penis woman will.

Need someone who is privy to Vbayd their evil can not escape Vmdfv urine before discharge to ride.

We tire of the grueling sport with every move cohabitation is not good. While the human psychological response

Faced is example couple is angry or upset is not good. Ejaculate that area or hang a woman woman rub the skin is the result not harmless. Vasvly good couple that wish to ride to reach the end

That woman Vmrd when the desire to ride in them is not that much of the look or think Vkhyal woman coitus itch on penis Vsvzshy Vavra created a couple Brangyzand but should such a way

Total is the high water pressure behind the man you brought to the couple forced to Vavra.

President Sheikh Ali Sina law stated stomach if someone Seyr horse to ride to the food

At least some time before the couple move to the feed size is stuck in the stomach instead of floating mode Vbh

Does not come in until after a couple can sleep early Vzyad sleep.

Also someone who is hungry Vmdh is open his food does not come out on that ride to ride

More starvation mode with abdominal fullness couple copulate with the loss because the stomach is hungry between the cause

Natural body heat to Vgdakhtgy ton is Vsbb percussion.

Cohabitation is often better when the person first digested Vdvm left behind active digestion wherein the third and

When food is digested in the stomach Vdard stomach upside is that about three or four hours

After the food is Tanavoli.

Also ride Vqy diarrhea after removal of the loss is Vbayd avoided.

Body who is very, very hot or very cold feeling is not to ride.

Generally the best time to ride that person will experience're really in a space of time what

If the couple is feeling and lightness to Vastraht Total Hvssh it is now time to mind

Bspard access to sexual experience obtained by setting to ride because the extremist cause disease

Weakness because many nose Vrshh Vsb Vtshnj Vzf heart is Vzf Bsr Vzf stomach.

Honorable Prophet Allah (pbuh) stated that this abomination is male, while his wife Byamyzd before intercourse

Mhtlm was to be the person Ghsl Ahtlamsh so if no Ghsl Mykht Vbchh for him was a mad

But not to someone else to blame. The narrative is Hmbstr integral partner with more than four 4 days

Abomination is sin Vbysh of 4 months is considered Vtrfyn should be forgiveness. Vsrchshmh Since the origin

More female differences Vmrd home full satisfaction impractical or both of the parties is therefore the woman should Vmrd

Sexual orientation should always try to be positive Weber Ykdygrpaskh not back together. Narrative multiplicity of sexual

Wayne recommended practice is measured by love Valft more cause among women is Vmrd but should also

Note that the intensity of this action should be to reach Andaz·hayy parties that cause weakness or strength of their points

The animals that the animals be Queen of your lust are as stormy as the queen of your lust are Vshhvtrany. SHAKIR the ethics of Hazrat Ali Amyralmvmnyn executor (pbuh) said that the narrative

Sleep for women is not lawful until their wife to offer women clothes that their tone Dravrd

Vbh Shvhrbrvd Vbh his bed Bchsbd. Enough in the minutiae of Imam Mohammad Baqir (as) quotes the Prophet (PBUH) that the

Imam Sadiq (AS) has said a woman with great Prophet of Islam (PBUH) came to the Prophet said the woman rational Tsvyf Dhndgany you from? Ask donor Tsvyf cyst? Prophet Muhammad (PBUH) has said that a woman her husband for his voice to Hajati

Vavhmchnan husband to head to Bgrdand time passes (for a couple) that husband is such a woman to sleep Mlaykh

Cursed to sleep until husband material.

Venice enough in the minutiae that Imam Sadiq (AS) said Prophet (PBUH) when he said women are Hmsrantan

You can be near to their prayer Do lengthwise. Venice states that Imam Sadiq (AS) has said Rasul Allah (pbuh) the man asked whether the morning-day liquidation? Said no! He asked whether poor Kurdish soup? Said no!

Go back with the Imam said Zent started near for him is like giving alms. Drhlyh woman has Almtqyn

Service Rasoul Akram (PBUH) came to my husband I Vshkayt near Hazrat Frmv not started their fragrant woman said to come near you no Ngzashtm unless the smell of joy to the fragrant Amama not open my Holy Grail is said if Dnst to prove to you how with some of the reward, you will not avoid Svabsh

It is like a sword drawn to active jihad for God when you Mjamt with excitement to her sins so that tree leaves are Ryzd Vchvn Ghsl to get out of their sins.

Active medicine that Amir Almvmnyn the Imams (AS) has said if someone was a pain in the body to heat or

Mzajsh the dominant partner to sexual self will relieve pain. The Vdrtb Reza (AS) when he said Vtshnh hungry look pastil Vbnvsh and if Khvabt did was drop Vchvn Boole Boole started Vhrgah demand near Kani

The action to correct something that every time the same for the body is better Vmfydtr. Furoo active enough has

Imam Sadiq (AS) has said that is not what Mlaykh present in the male partner unless the game self picture

Buoyancy can. Conditioned that the active Saduq Amir Ali Almvmnyn executor (pbuh) stated as one of your request

Intercourse with the wife of self to accelerate the work to avoid the view that women have needs too.

Enough in the minutiae that Rasoul Akram (PBUH) Frmvdnd because someone will be women to ride their way to the birds

Vmrghan to him with his head but Nrvd picture talent to play, then ride the same view of the Honorable

Ayatollah Seyed Jazayeri Nmh book Shirin ((primrose)) g traditionary Lrza Imam Ali ibn Musa (PBUH Lyhma) in

Sexual practices and Vfrmvdh quoted is ((PBUH Vnh Alamr before Alvqa Balmdabh and Altqbyl Vtghmyz Alsdyyn

Lan ماء Almrah Ykhrj I Sdyyha Vshhvtha al Vjhha Faltqbyl Tlba Trade hey I even Llshhvh we Trydh انت minus

واما Tghmyz Alsdyyn Ftlba Lnzvl Mayha Ytkhlq Alvld I even Almayyn Lan Albnt records Tkhlqt I Alma’ Alrjl Vhdh Tkvn termagant Tshbh Alrjal Balavsaf and peak Alhya’ Vkan Al Arab Aradva records Mdva to simulate grass Alavlad Mvaqh

Nerve-time jobs Alrhyl Lksrh Nsayhm a. Yrdn Zlk Alamr Valrjal Tshthyh Fykvn Alvld Yshbh Abah)) that

Eighth Imam of the narrative before the game coitus picture female talent with Venice osculate Vmalydn Pstanhay because he is hereby recommended water women women outside Pstanhay Vshhvt been in his face after Bvsydnbh Shkarvnmayan will seek to show is that lust for women will Nchra to men that male واما he will have to scrub the sink water breast woman is hereby water female child is born Vmrd

Only because when girls are born male water shrew on Avsaf similarity to the active men find

Vkm to be Hya’ Vrb this tradition that when their children will be like them to be deliberately

Sexual women to migrate in time will be this time because many women have Vlza your busy Erade

Mvaqh Vfqt men have not had the appetite consensus child is like his father

Finally something to offer the service of young couples that have won if not for Samareh their marital acts

Vmnjr to pregnancy and child birth was not disappointed not to Vkhvd of the doctors prescribe pills Vkpsvl

The following are treatment Vampvl Vada are eating these pills chemical result of the copulation pregnant weight

Nsparnd This is because the chemicals not only do not work correctly but divine Any matrix synthesis

Woman to destroy a woman who may possibly even later was pregnant normal routine to be unproductive because many

From the Frjha that is Salyany after marriage and female Hmbstry Vmrd Vmnjr pregnancy outcome data

Is Vhzrt Ibrahim (AS) Vhzrt Nabi Zakariya (AS) two sample Vkamly well prove Mda

Hstnnd both honorable age children are aging owner.

No woman as a natural Vmrdy not sterile unless that contain one of two signs are one of the

Monthly and used by a woman not the other woman Vmrd your bald Anh is the only two women Vmrd

Vrahy be unproductive for them not having a baby will Vghyr each of these two categories may be a man woman

Even after many years elapse from the beginning of marriage to children.

Sheikh Ali Sina Alryys course, the possibility of having a baby in 4 categories Shmrd weak first category

Drunk people are usually less water behind Mastan Piran second child brings to the very elderly

Third who are the fourth couple Zyadrvy who Zkrshan too long is normal

In this case, because the distance is too cold beings his natural heat is diminished so that the Vbh

Update to use the matrix Ydbyshtr his lost this I ride mostly fruit is useful in this category

Vbchh does not.

Just for the conclusion that while the sperm entry Vhsvl child should make Vhmbstry women

To be avoided in this period quite thirsty sperm womb Grddv Vanzal the entry to fully absorb

Because in many cases the marriage Hmbstry Any real woman Vmrd Vmnjrbh pregnancy does not result

Therefore that is not because of high entry Vpsht it will be done over Tkrr This practice has caused

Stretch of the uterus to accept sperm Vmyl Nchnany your man is not so for the concluding act of this example is a pleasant few days before your monthly women used to leave this action until the woman is removed from blood

وبعد of wear is the best time for the sperm entry Vanqad where such children born during

Other people are to enjoy the exhilaration Vtravt special Hstnnd.

Venice the points in this important matter having a baby seems to

1 - Astda dear ones Vmadran girls will be eating vegetables Amzna

(Coriander) Vsbzy Shahi (July Tyzk) severely they refuse.

2 - eating water ice in the solution to avoid when pregnant

Never eat ice were not entitled to the crippled children and lead to Caesarean section is.

3 - orange eating pickles should insult.

4 - Women who have abortions also observe from the above Tkrr cohabitation with the husband to avoid grammatical Vatla to private abortion

Be prevented.

5 - Pregnant women during pregnancy, your Chapter Vsvrh Joseph Mobarakeh your your your Mobarakeh

To the Holy Mary.

6 - quoted in matters that were raised Vrvayat Mnqvlh children waiting to take seriously

Be sure to observe and if the non-nursery least need men found H.

Can sperm outside the womb Bryznd Vml in fertilization often inappropriate to do

The best way to prevent having a baby outside the womb semen visiting besprinkle

Tablet is not eating Vml castrate male castrate male or female, because of weight is.

7 - Avoid child reduced from that of young girls are sure that a new marriage

How many children are reduced to the generation of massive Shiite oppression Wall Prophet Prophet (PBUH)

That is especially Zyzany seyyed If possible, children are to have high

F. Z·hra’ your generation (Q) is abundant Vshar ((child more comfort less))

A clear injustice to the household (AS) where women can not know unless children are

Excuse from physical or mental.

8 - eating pills Vkpsvl Do Almqdvr even tone during a Caesarean

Maternity Ndhdkh the matter of divine birth of the child labor can be reached call Wayne

Pain, especially in favor of the child's mother is Vbh Vbrkat physical Vrvhy it is abundant

Discover all the secrets of the reason for your ordinary human is outside.

9 - women Vmrdany Vntfh that your uterus is to strengthen the weak eat vegetables Vegetables

Venice High Vsbzy Onion Leek consumption should strengthen entire body especially the nervous

Cervical nerves is suitable woman.

10 --

After Mvaqh woman Vmrd delete your Awrah not use a cloth fabric, but each individual should use a cloth cause hostility
Between women be Vmrd Vshayd many disputes over the following couple

Means that the point is not

11 - after every Mvaqh a woman at least two hours Awrah to Do (Vmrdha do I have) to stay fresh female uterus.

12 - Hrmryzy Vnqs creation that comes from parents of children created Vmadr the laws of nature Valhy Ndarndvbd say that certain species of this child Rakhda

Was incomplete, while not know that ((Valkhyr Bydyk click Valshr lick)) all good Vhych sherry to his property he is not Wayne Vshma we're not observe the divine law on Vqvanyn Mjvlh your creation to this time Grftaryha

To bring it to the neck, then God can Andazym Valm while himself

Especially human creation ((Ahsan Alkhalqyn)) has praised the evil add all of us is no wealth but his Nkv Nkvyy Nayd beings.

13 - with the principle that all good from him before Vshr of our attention to verse your Mobarakeh ((Nsa’km Hrs Lkm)) matter is essential to the men and women that

This Kshtzarnd Vkhdavnd agricultural land given to them in accordance with the laws Vmqrrat Vntayj derived from the cultivation to the children to be healthy Vmtdyn Vmvhd

A farmer as earth untold Vktab cultivation does not add all criteria

When other conditions Vmkany Vdhha considers this land crops

14 - in order to fertilize and Amvrazdvaj Vnkah Holy (PBUH)

The criteria because we construe the legislation Tkvynyat the heart of man Khsays

Full Vsahban population Mktfy Holy (PBUH) is. Therefore, in the narratives Mnqvlh see what facetiae Frmvdnd mention that our intellect incapable of understanding the secrets

Duck, for example, where human understand that if a man wanted for sperm Vpsht back into the womb to be cross-eyed children. Vmrd or if the woman after fertilization clear Awrah its use of a fabric caused animosity between them Vakhtlaf

Other legislation is Vhzaran sentences that express the heart Tkvynyat have to understand that our secrets they dare not be the amount of the letter will be Vklam innocent.

15 - all men Vznha Astda is the law of nature to Vaynqdr tons

With industry to industry because the nature Ngyrnd distance short of understanding human nature, but is the fountain of knowledge inherent Vghyby single site in the lounge Yzly Khyzd therefore to interpret Holy Molar Vsrvrm Allame evening during Vmlm Hasanzadeh Amoli (Fdah psychological) to

Get Tbyyat Vqvanyn God I have tons Vbdan to eliminate all defects.

Hqa such Vpdr Vmadr with is taking away from all this Tbyyat Grftaryha were created in the neck Vangah God cast eg "cross-eyed baby with a bad time to bring a later say God has created, while the difference between Vasnad not Venice does not know that they know God never Ahsan Alkhalqyn Vkhday no pure evil does not

Vnbayd hand to correct their evil.

16 - Profile of a missionary religion Clergymen Mrmnd Astda affairs is that food

Vtb Affairs staff Vazdvaj Vrvayy it right for them to review Nmayndvdr Mnabr

The expression that mosques and Hosseiniyeh ها Akabr class is active in this class of people should be made good Vbsyary ها plight of your people disown them is based on Wayne rostrum of the head following a letter that has not heard a good education just

Chndjmlhmvzhaktfamyknnddrhaly that Mnbrhabaydazltayf staff Vdqayq

Brkhvrdarbashnd religious.

Description = Source Book Volume 2 Asrhzrt hierarchy purity Astadda samadi Amoli
نوشته شده در سه شنبه دوم تیر 1388| ساعت 12:11| توسط ابوالقاسم کارگر | |


قالب وبلاگ : فقط بهاربيست