تبليغاتX
===

===
log
====
پیش بینی فوتبال
===
Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت
کد جستجوگر گوگل
blog
===========
====== ======== ==== ==== =====

=== ==== ==== ====

====

====

====

==== عارف بالله


عارف بالله

عارف حقیقی ائمه معصومین اند

با عرض سلام وادب خدمت دوستان عزیز،وعرض تسلیت ارتحال مرجع عظیم الشأن،عارف كامل حضرت آیت الله بهجت،به همه دوستان عزیز.
قبل از هرچیز ازاینكه بعلت مشغله زیاد ارائه بخش چهارم این مناظره با تأخیر زیادی صورت می گیرد،ازتمامی دوستان پوزش می طلبم.
دربخشهای قبل عرض كرده بودم كه درمورد برتری امام علی(ع) بین علمای اهل سنّت هم اختلاف وجود دارد،ابوعثمان جاحظ یكی از علمای اهل سنّت است كه معتقد است: ابوبكردرمیان اصحاب بالاترین مقام را دارا است واشكال مذكوررا دركتابی به نام«العثمانیه»نوشته است ودلیلش این است كه ابوبكر اولین كسی است كه اسلام آورد.درحالی كه علی(ع) دركودكی اسلام آورد،وچنین اسلام آوردنی اهمیت وارزشی ندارد.
درمقابل ابوجعفر اسكافی یكی دیگر ازعلمای بزرگ اهل سنت است كه در ردّ گفته های جاحظ كتابی نوشته بنام «نقض العثمانیه» ودرآن كتاب برتری علی(ع) واینكه وی در سن بلوغ اسلام آورده است را ثابت كرده است،و سخنان جاحظ را رد كرده اند.
 دراین بخش به یكی دیگر ازاشكالات جاحظ به اسلام امام علی(ع) وپاسخ اسكافی اشاره می كنم:
اسلام علی(ع) مربوط به تربیت مربی وتلقین قیّم او وزحمتهای كسی است كه مسئولیت او به عهده اش است(ودر حقیقت نمی توان گفت كه این كودك مسلمان شده بلكه باید گفت كه حكم او حكم مسلمان است).وچون تحقیق كنیم در می یابیم كه او براستی مسلمان نشد.چه آنكه اگر او در7یا8سالگی اسلام آورد و(محققاً جزء نادر افراد تاریخ است كه دراین سنّ) توانست بین پیامبر وكاهن،وفرستادۀ خدا وساحر،وخبرپیامبر ومنجم فرق بگذارد ونیز توانست نیرنگ انسان زبردست را تشخیص دهد وبفهمد كه اگر كسی به دروغ ادعای نبوّت كرد چگونه می تواند عقل را بفریبد وعوام را منحرف كند،ونیز ممكن را از غیر ممكن تشخیص داده و حوادث اتفاقی را از آنچه كه با وسیله انجام می شود و قدرت یك انسان وآخرین حیله ای كه می تواند به كار بندد را از آنچه كه جز خدا نمی تواند انجام دهد،وآنچه كه انجامش بر خدا جایز است وآنچه كه جایز نیست بفهمد وكیفیّت نگهداری نفس از هواهای آن وفریب نخوردن را بداند،مسلّماً چنین كس(با این خصوصیات)با توجه به كودكی وكم تجربگی انسانی خارق العاده است وكسی نمی تواند پیامبرحقیقی و دروغی را تشخیص دهد مگر آنكه در او همه این معارف كه برشمردیم وتفصیلاً بیان كردیم جمع شده باشد.واگر علی(ع) براین صفت بوده واین خصوصیات را دارا بود هر آیینه حجّتی برعموم مردم ونشانه ای دالّ بر نبوّت می گردید وخداوند كسی را به این صفات ممتاز نمی كند مگر اینكه بخواهد او را حجّتی قرار داده كه شاهدین را محلّی برای عذر نماند وبرای غائبین برهانی باشد؛ واگرخداوند دربارۀ یحیی بن زكریا نمی فرمود كه او را دركودكی حكم داد،ودربارۀ عیسی نمی فرمود كه در گهواره سخن گفت،آنان نیز همچون سائرانبیاء وبقیّۀ انسانها بودند وچون دربارۀ علی(ع) درقرآن واخبار چیزی كه دلالت بر خارق العاده بودن او كند نیامده،حكم ما این است كه طبیعت او همچون دو عكمویش عباس وحمزه بوده،بلكه آندو بهتر از او می توانند چنان جامعیتی داشته باشند ویا همچون طبیعت جعفر وعقیل است كه از مردان قومش وبزرگان قبیله اش بوده اند،واگر كسی ادعای مذكور را درباره برادرش جعفر یا دو عمویش حمزه وعباس بنماید ما همانرا كه دربارۀ علی(ع) گفتیم درباره اینها نیز می گوئیم.

ابوجعفراسكافی به این بیانات جاحظ اینگونه پاسخ می دهد:
همه اینها با این پیش فرض است كه علی(ع) در7یا8سالگی اسلام آورده باشد وما بیان كردیم كه او درحال بلوغ 14یا15سالگی مسلمان شد وبرفرض با خصم راه بیاییم وآنچه را كه از روایات مشهورتر وزیادتر است بگیریم وبگوییم كه او در 10سالگی اسلام آورد،آنچه را كه جاحظ گفته لازم نیاید چه آنكه پسر 10ساله گاهی عقلش كامل است وبا استفاده از بعض دانستنیها بسیاری از امور عقلی را به دست می آورد،وهرگاه كودكی عاقل واهل تشخیص بود،به امور عقلی تكلیف می شود،گرچه تكلیف او به امور شرعی وابسته به رسیدن به حدّ دیگری است(وآن بلوغ جسمی است).
چه بُعدی دارد كه علی(ع) در10 سالگی معجزه را بداند كه چیست وبراو اقرار به نبوت لازم شده وهمچون عالمی عارف،نه مقلّدی تابع،اسلام آورده باشد.
اگرچیزهایی كه جاحظ ردیف كرد وبرشمرد كه سحر ونجوم را بداند وبتواند بین آن ومعجزه فرق بگذارد و ...،اینها همه شرط در صحت اسلام كسی باشد؛باید بگوییم اسلام ابوبكر وعمر وغیرآندو از عرب صحیح نبوده است،بلكه تكلیف آنها این بود كه معرفتی اجمالی به حقایق داشته باشند نه آنكه باید ریزه كاریها نیز(ازقبیل آنچه جاحظ برشمرد)آگاه باشند،وشرط اسلام یك مسلمان این نیست كه قبلاً با بزرگان برخورد داشته وامور گوناگون را تجربه كرده وبا خصم خود منازعاتی داشته باشد،بلكه نیاز به سلامت غریزه وفطرت وكمال عقل می باشد.آیا نمی بینی كه اگر كودكی درجایی زندگی كرده كه با مردم معاشرت وبا بزرگان برخورد وبا خصمی نزاعی نداشت،ولی عقلش كامل بوده وعلوم بدیهی را بداند،به عقلیّات مكلّف است.!
امّا اینكه جاحظ توهم كرده كه اسلام علی(ع) براثرتربیت مربّی وتلقین قیّم و زحمتهای نگهدارنده او بوده است،به جان خودم قسم همانا محمد(ص) سرپرستی و تربیت او را به عهده داشت ولی او از پدرش ابوطالب واز برادرانش طالب وعقیل وجعفر و ازعموها و اهل بیتش جدا نبود ودرعین خدمت به محمد(ص) پیوسته با آنان نیز آمیزش داشت.پس چه شد كه به شرك وعبادت بتنها میل نكرد،با توجه به اینكه افراد فامیل او زیاد بودند ومحمد(ص) یكی بیش نبود،وتو خوب می دانی كه اگر كودكی دارای فامیلهای زیادی باشد ودرمیان آنها یك نفر دارای عقیده ای جدای از همه بوده وهیچكس با او موافق نباشد،آن كودك میلش جانب اكثریت بوده واز نظر و عقیدۀ یك نفر خود را كنار می كشد.مضافاً به اینكه علی(ع)در دارالاسلام به دنیا نیامده بلكه در سرزمین شرك متولد شده ودرمیان مشركین تربیت یافته وبتها را می دید كه اهل وقبیله اش عبادت می كنند،آری اگر درسرزمین اسلام بود ممكن بود كه قول جاحظ را بگوییم كه چون در بین مسلمین زندگی كرد پس اسلامش براثر تلقین مربّی وشنیدن كلمه اسلام ومشاهدۀ شعائر اسلامی بوده است كه غیر آن به گوشش نخورد وبه خاطر او هم غیر از آن خطور نكرد وچون چنین نبود 1ابت شد كه اسلامش اسلام ممیّز عارف است نه اسلام مقلّد جاهل بی خبر.واگر چنین نبود رسول خدا(ص)او را نمی ستود،وبه دخترش فاطمه(س) نمی فرمود: :«ترا به كسی كه اسلامش قبل ازهمه بود تزویج كردم».وسپس چنین نمی افزود:«واكثرهم حلماً واعظمهم حلماً»،وحلم همان عقل است واگر اسلام او اسلام عالم عارف ممیّز نبود،او را به علم وحلم نمی ستود.
واگر اسلامش دراثر تلقین وتربیت بود نه تشخیص خودش،او خود در ملأ عام به آن افتخار نمی كرد وبر منبر درمیان دشمنانی كه با او درجنگ بودند ومنافقینی كه او را خوار كردند،چنین نمی گفت:
«من بندۀ خدا وبرادر فرستادۀ اویم.من صدیّق اكبر وفاروق اعظمم.اسلامم قبل از اسلام ابوبكر وایمانم قبل از ایمان او بود».
چرا كسی به اسلام وایمان علی(ع) اعتراض نداشت؟
اسكافی اینچنین ادامه می دهد:آیا به شما رسید كه یك نفر از اهل آن عصر این ادعا را انكار كند یا بر او عیب بگیرد یا برای غیر او آن را اثبات كند؟؟؟؟یا به او بگوید:تو كودكی بودی كه بر اثر تربیت محمد(ص) وتلقین او اسلام آوردی،آنچنانكه بچه ها فارسی یا تركی را می آموزند وبرای آنها افتخاری نیست.خصوصاً اینكه این ایرادها در آن عصر كه اهل بصره وشام وخوارج ودشمنان از او عیبجویی وشعرا او را هجو می نمودند،اگر اینان راهی برای ردّ ادعای او كه افتخار می كرد كه من اولین مسلمان هستم،می یافتند همان را ذكر می كردند.همانا ما اشعاری را كه شعرا در مدح او كه در ایمان از همه سبقت گرفت،نقل كردیم،پس چه شد كه حتّی یك نفر از آنان كه با او درجنگ بودند این مطلب را ردّ نكردند؟!!!وبه تحقیق،او دربارۀ مادران اولاد نظری بر خلاف نظر عمر داد ولذا از او به خاطر آن عیبجمیی كرده وبه او ایراد می كردند كه چرا مخالف قول عمر حرف زدی،پس چگونه عیب او را در چیزی كه بدان افتخار می كرد ودر نظر انان افتخار نبود،نمی گرفتند.

ابو عثمان جاحظ می گوید:برای اثبات بطلان این ادعا(یعنی سبقت امام علی(ع) به اسلام) برای كسی كه تقوی را برگزیند واز هموای نفس به دور باشد،كافی است كه بدانیم علی(ع) خود آن را ذكرنكرده وبدان بر خصم احتجاج ننمود،درحالی كه با عدّه ای منازعه ومجادله داشت وبا اهل شوری مجتمع شد.ونقل نشده كه علی(ع) درجایی بدان احتجاج كرده یا درمجلسی از آن یاد نموده ویا درخطبه ای آن را ذكر كرده یا به امینی گفته باشد.

ابوجعفر اسكافی به جاحظ اینگونه پاسخ می دهد كه:
برمثل جاحظ با توجه به فضل وعلمش،دروغ و فساد این ادّعا مخفی نیست ولكن از روی تعصّب وعناد آنچه را می خواهد می گوید وكاری به درستی ونادرستی گفته هایش ندارد.مجققاً همۀ مردم افتخاركردن علی(ع) به سبقت در اسلام را روایت كردند واینكه پیامبر(ص) روز دوشنبه مبعوث شد وعلی(ع) روز سه شنبه اسلام آورد واینكه او خود پیوسته می گفت:«أنا اوّل من اسلم».وبدان افتخار می كرد ودوستان وشیعیانش در عصر او وبعد وفاتش بدان افتخار می نمودند واین امر از هر مشهوری مشهورتر است وما قبلاً مقداری از آن را بیان كردیم،وسراغ نداریم كه كسی از مردم در گذشته اسلام علی(ع) را خوار وپست شمرده باشد ویا تصور كرده باشد كه اسلام او اسلام كودكی بی تجربه ویا طفلی كوچك بوده است.

نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم اردیبهشت 1388| ساعت 16:36| توسط ابوالقاسم کارگر | |


قالب وبلاگ : فقط بهاربيست

مثال : ===

خدمات وبلاگ نويسان-بهاربيست

=====

===
-------------





Powered by WebGozar

--------

=== ======